« ژوئیه 2007 | Main | اکتبر 2007 »

دوشنبه،28 اوت 2007

طليعه ظهور

بعونك يا محبوب
و باذن مولانا مهدي (عج)

سلام عزيزم
خنده دار شده عاشقيمان، نه؟ بگذار هرچه ميخواهند پشت سرمان بگويند. مهم من و توئيم، نه؟
نميخواستم به قم بيايم، اما خودت خوب ميداني كه فقط و فقط به خاطر تو آمدم. عاشقي دزدكي نه؟ كوچه هاي شهر را يادت هست؟ كوچه پس كوچه هاي تنگ شهر را شب به ياد تو آمدم و امان از لحظه ديدار ... پرواز كردم، با غم زياد!
خودت آن لحظه ها را خوب ميداني ... نميخواهم از آنها بگويم. اما فقط بدان اگر امروز در جشنواره جايزه اي هم دادند همه از لطف و مهر و عشق تو بود. اما دلم شكسته
تنهايم در جمع دوستانم و تو نيستي
آخر تا به كي چشم انتظاري؟ تا به كي تنهايي؟ تا به كي نا اميدي؟
به جان خودت كه از دنيا بيشتر دوستت ميدارم از همه بيشتر دوستت دارم.
بگذار تهمتم زنند، باكي ندارم از اين همه. فقط دستهايت را بر سرم گذار و چشمانت را در چشمانم بيندوز. بگذار تا در چشمهايت شنا كنم و در كنارت به زمين نشينم و سر بر زانوي تو بگذارم اي مهربانترين همدم من
غنودن را دوست دارم، با تو، در كنار تو، تويي كه همه زندگي مني
مرا درياب
التماست ميكنم درياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااب

پنجشنبه،24 اوت 2007

شعبان ماه من

بعونک یا محبوب
و باذن مولانا مهدی (عج)

شعبان ماه من
ماه میلاد من
ماه میلاد محبوب من
ماه میلاد محبوب زیبای من

گفتند بیا قم همایش، گفتم نه
گفتند بیا قم مراسم جشن و سکه ای که در مسابقه وب نویسی مهدوی برنده شدی را بگیر، گفتم نه
گفتند بیاد تهران منزل پریناز جشن، گفتم نه
گفتند بیاد شمال با هم خوش میگذرانیم، گفتم نه
گفتند بیاد جشن عروسی، گفتم نه
گفتند بیا به ...................... گفتم نه

*****
صدای در آمد، هاجر سراسیمه دوید و خودش را در آغوشم انداخت. سرش را در دستان گرفتم، چشمانش آتشین بود. اشک از چشمانش فوران میکرد، با فریاد گفت: مرا بیآغاز. و اینگونه بود که هاجر متولد شد. در چشمان من، در دستان من، در قلم من .... نه ماه تا تولدش باقیست
خدایا همتی

*****

گفتند تو سرآغاز همه آفرینش را بدل زده ای به نام زیبایت م ح م د. و اینچنین بود که چشمانم در نام زیبایت غنودند.
شعبان آمد، شعبان من، شعبان تو
پدر میشود امسال را با هم به جشن نشینیم؟
میلادت مبارک پدر

*****
اریستیسکا کلی دعوا کرد که چرا به روز نمیکنم. گفتم چشم. این هم به زور او شد. و الا همین خطوط هم بداهه نمی آمد. قرار بر نیمه شعبان بود، اما شاید نیمه شعبان نباشم. گفتم بنویسم و خطی از خود به یادگار بگذارم.

با یاد اریستیسکا و قلب پاک و روح بزرگ و شجاعش و خواهران و مادر و پدر شریفش
عیدشان
عیدتان
مبارک

یکشنبه، 6 اوت 2007

دعوت وبلاگ نویسان به دعای ندبه در کهف الشهداء تهران

بعونک یا محبوب

چند روز پس از تدفین ۵ شهید گمنام در کهف الشهداء ولنجک تهران، وقتی خبر رسید رهبرمان خلوت خود را برای لیله الرغائب (شب جمعه اول ماه رجب، ۲۸ تیر) آنجا گزیده اند، دلهای عاشقان به سوی این مکان پرکشید.

در سالهای متمادی هر زمان پیکر مطهر شهدای گمنام به شهرمان وارد شده اند، فضا بوی شهدا، انقلاب، امام و اسلام ناب گرفته است. خصوصا این بار با حضور خاص ولی امر در کهف الشهدا، مزار این شهیدان پیام های رمزآلودی در خود نهفته است.

وبلاگ نویسان متعهد و انقلابی که انتشار اخبار و عکس حضور رهبری در کهف الشهداء ابتدا به نام آنان رقم خورد، در آستانه مبعث پیامبر اکرم(ص) بر آن شده اند که دعای ندبه را آنجا (کهف الشهدا) برگزار کنند.

در این مراسم روح بخش که به یاری اهالی ولنجک برگزار می شود، دکتر الهام سخنگوی دولت سخنرانی خواهد کرد.

زمان: جمعه ۱۹ مرداد ساعت ۶ صبح

مکان: ولنجک- انتهای بلوار دانشجو- بالاتر از خیابان البرز- کهف الشهداء (آرمگاه ۵ شهید گمنام دفاع مقدس)

* سرویس رفت برای خانواده ها و خواهران و برادران وبلاگ نویس، صبح جمعه، ساعت ۵ در دو محل مستقر می باشد :

۱- میدان انقلاب- ضلع شمالی- ابتدای خیابان کارگر شمالی

۲- میدان امام حسین- ضلع غربی- ابتدای خیابان انقلاب